ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
173
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ندارند ، يار فراوان دارى واز همهء آنها قويترى ، از ظلم دورى واحتمال آن از تو بسيار اندك است ، يا براي ضدّ شجاعت كه ايجاد ترس است عباراتى نظير اينها مىآورد : مقاومت رنج آور است وناخوشاينديهايى در پى دارد ، دشمنت در نهايت قدرت است وياراى مبارزه با أو را ندارى خصوصا اين كه ياران اندك وناتوان دارى ومانند اين سخنان . همچنين بر خطيب لازم است ويژگيهايى را كه مخصوص هر گروه وصنفى است بداند وآماده كند مثلا به اعتبار اين كه شنوندگان جوانند وبه دنبال لذّت وخوشيهايند بگويد : اكنون وقت مناسب براي شادمانى است وجوانى پس از گذشت برنمىگردد واز بهارى كه گلها وشكوفههايش ظاهر گشته بايد سود جست . ودر باره خوردنيها ، آشاميدنيها ، پوشيدنيها ، مركبها آنچه مناسب است مىآورد وبه پير مردى كه سودجويى وحرص دنيا بر أو غلبه كرده است مىگويد : سزاوار است به ميزان معقول از در آمد اكتفا كنى ولهو ولعب شايسته تو نيست وسزاوار است ولخرجى نكنى تا خانوادهات زيان نبيند . وشايسته است كه ديگرى را فريب ندهى وامر را بر آنان مشتبه نسازى ، زيرا با اين كار فريب را رواج مىدهى . خطيب به تناسب اخلاق مردم شهرها مطالبى را بيان مىكند ، مثلا به عربى كه طبيعتش فصاحت است مىگويد : تو داراى فضيلت بزرگى هستى واگر براي برترى فصاحت دليلي نبود جز اين كه فصاحت راه اثبات معجزه بودن قرآن است ، همين دليل تو را بس بود ومانند اين سخنان . خطيب براي برانگيختن كساني كه سست اراده وپر طمعند مىگويد : فلان طايفه دشمن شمايند وياورى ندارند ، يا تعدادشان اندك است ، يا نعمتشان زياد است يا فلان انبارشان پر از جنس است ونگهبانى ندارند . وبا اين عبارات آنها را بفريبد . به هر حال خطيب براي هر گروهى عبارات مناسب حالشان بيان مىكند ،